د ر د . زخـــم . تــنفر
زندگی را این گونه باور کردم
آمدن با درد ... زیستن با زخم ... رفتن با تنفر
آری لحظه ای که آمدیم درد بر جان
دیگری نهادیم تا چشم گشودیم
زمانی که زیستن را شروع کردیم

آنقدر زخـــم بر جان دیگران نهادیم
که وقتی چشمهایمان را از این دنیا
بستیم فقط بر قلبو روح دیگران کوله باری
ز تــنفر بر جای گـــــــــــــذاشتیم
:: برچسبها:
د ر د ,
زخـــم ,
تــنفر ,
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1